نویسه جدید وبلاگ

بر قله ایستادم
آغوش باز کردم
تن را به باد صبح جان را به آفتاب سپردم
روح یگانگی با مهر ، باسپهر باسنگ ،
با پگاه در تارو پود من جریان یافت
موجی لطیف ، بافته از جوهر جان
تا عمق هفت پرده تن را زهم شکافت
من را زتن ربود
ما ماند
راه یافته در جاودانگی

(فریدون مشیری)





گزارش تخلف
بعدی